تبلیغات
شمع - آزادی از دیدگاه امام علی (بخش دوم)
شمع
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین همه نداشتن هاست

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آزادی از دیدگاه امام علی (بخش دوم)

3- آزادى و عقل

چنان كه گفته شد، برخى آزاد بودن را بر اساس عقل خود رفتار كردن معنا كرده و این عصر را عصر استقلال انسان و خردگرایى معرفى مى‏كنند. حال پرسش این است كه عقل از دیدگاه امام على‏علیه السلام چه جایگاهى دارد؟ آیا از نظر آن حضرت، انسان با عبودیت‏خدا و پذیرش او باید دست از آزادى خود و پیروى از عقلش بردارد یا مى‏تواند در پرتو محاسبات و اندیشه‏هاى عقلانى‏خود، حیاتش را بسازد؟

باید گفت: بر خلاف فرهنگ و تفكر غربى، كه به ناسازگارى عقل و دین معتقد است، در دیدگاه على‏علیه السلام، نه تنها این‏ها در برابر هم نیستند، بلكه هر یك دلیل و مكملى براى دیگرى به شمار مى‏آید و هر یك به دیگرى نیازمند است. اینك منزلت و موقعیت عقل در دیدگاه امام على‏علیه السلام را بررسى مى‏كنیم:

در منزلت عقل نزد امیر مؤمنان‏علیه السلام همین بس كه فرمود: «الدین و الادب نتیجة العقل‏» ; (29) دین‏دارى و ادب محصول خرد است. و عقل است كه انسان را به این راهنمایى مى‏كند.

از دیدگاه آن حضرت‏علیه السلام عقل دو نوع است:

1. عقل طبع;

2. عقل تجربه.

به نظر ایشان، این هر دو انسان را سود مى‏بخشد. (30)

به نظر مى‏رسد مراد از «عقل طبع‏» فهم و درك فطرى از برخى حقایق است كه در وجود آدمى نهفته و مراد از «عقل تجربه‏» حقایقى است كه در طول زندگى با آن‏ها آشنا مى‏شود.

از حضرت سؤال كردند: براى ما عاقل را توصیف كن، فرمودند: عاقل كسى است كه هرچیز رادر جاى خود قرار مى‏دهد. (31) به نظر مى‏رسد مقصود ایشان آن است كه عقل انسان را با حقایق امور آشنا مى‏كند و جایگاه هر چیز را روشن مى‏سازد و او را به رفتار رست‏با آن‏ها وامى‏دارد.

درباره حقیقت، علایم، موانع و عوامل رشد عقل از اهل بیت‏علیهم السلام و از آن جمله از امام متقیان على‏علیه السلام، كلمات نغز و دقیقى نقل، شده است. اما براى رعایت اختصار، در این‏جا، تنها به ذكر نقش عقل در دین از نظر اسلام اشاره مى‏شود:

به اختصار، مى‏توان گفت: عقل درباب دین‏شناسى، نقش‏هاى ذیل را ایفا مى‏كند:

1. اثبات پایه‏هاى اولیه دین (وجود خدا، ضرورت نبوت و شریعت) ;

2. استنباط احكام شرعى در عرض وحى (عقل به عنوان یكى از منابع و مدارك احكام شرعى در اسلام معتبر شناخته‏شده‏است. امام‏صادق‏علیه السلام‏حجت‏هاى خداوند را بر مردم دو دسته مى‏دانند: اول. حجت ظاهرى كه پیامبرانند. دوم. حجت‏باطنى كه عقول انسان‏هاست. ) (32)

3. فهم و تفسیر وحى (كتاب و سنت) ; در این‏جا، عقل ابزار فهم كتاب و سنت است و در طول آن دو قرار دارد، نه عرض آن; یعنى عقل ابزارى است‏براى فهم و بیان وحى در كنار تبیین رسول‏خداصلى الله علیه وآله و اهل بیت عصمت‏علیهم السلام.

4. تبیین و توجیه حقایق دینى، اعم از مسائل هستى‏شناسى یا ارزشى. در این‏جا، عقل با روش استدلالى خود به كمك دین آمده و فلسفه احكام دین و تایید حقایق هستى‏شناسى آن را به عهده مى‏گیرد.

به طور خلاصه، با توجه به كلمات امام على‏علیه السلام، باید گفت: از نظر ایشان مؤمن در پرتو عقل، دین را مى‏پذیرد و به شناخت دین نایل مى‏شود و سپس به تفسیر دین اقدام مى‏كند و البته از نظر ایشان، دین هم به تایید عقل و رشد و پرورش آن یارى مى‏رساند و این رابطه دو سویه را مى‏توان در كلمات امام على‏علیه السلام مشاهده كرد; در كلماتى همچون:

- مثال عقل در قلب، مانند وجود چراغ در میان خانه است. (33) (همان‏گونه كه چراغ خانه را روشن مى‏كند عقل مایه روشنى دل است. )

- عقل مایه هدایت و رستگارى انسان است. (34)

- خداوند پیامبران‏علیهم السلام را فرستاد تا گنجینه‏هاى عقول را آشكار سازند. (35) (اشاره به نقش دین در عقل)

- خدا بیامرزد كسى را كه نخست‏بیندیشد، سپس عبرت گیرد، آن‏گاه خرد و بینش به كار برد و حقیقت را بپذیرد. (36)

البته باید توجه داشت‏خردى كه حضرت آن را مورد تمجید قرار مى‏دهند غیر از خردباورى غربى است كه اساس «فرهنگ‏سكولار غرب‏» مى‏باشد. عقلانیت و خردابزارى‏غرب همه توجه و دغدغه‏اش به روش است، نه به درون‏مایه و محتوا و از این‏رو، به اهداف و غایات نمى‏اندیشد و پروراى آن را ندارد، (37) در حالى كه عقل دینى همه چیز را با غایت قصواى انسان مى‏سنجد. ازاین‏رو، حضرت‏علیه السلام مى‏فرماید: «بندگان‏خدا، شما را به خدا به فكر خویشتن - كه از هر چیزى برایتان ارجمندتر و دوست‏داشتنى‏تر است - باشید. » (38)

تفاوت دیگر خردابزارى غرب با عقل دینى آن است كه خردابزارى كه «خرد شخصى‏» نیز نامیده مى‏شود، دغدغه بنیادى‏اش سود شخصى است و سود شخصى در خرد غربى در سود مادى و لذت‏هاى زودگذر دنیایى خلاصه مى‏گردد كه همان فرهنگ سرمایه‏دارى غرب است. و بدین‏گونه، فردگرایى در شكل لذت‏گرایى در فرهنگ سرمایه‏دارى غرب ظاهر شده و به عنوان دوره عقلانیت معرفى گردیده است، چنان‏كه یكى از متفكران غربى گفته است: «عقل در این دیدگاه، به معناى خدمتكار نفس و به قول هیوم، برده شهوات و خواهش‏هاست. عقل نمى‏تواند بگوید كه هدفى بیش از هدف دیگر، عقلانى است. هر هدف یا شى‏ء خواستنى خوب خواهد بود; به این دلیل كه خواستنى است. كار عقل این است كه انرژى‏هاى نیرومند، اما نامنظم خواهش‏ها و امیال را تنظیم نموده و به آن‏ها بیاموزد كه چگونه از اقتصادى‏ترین راه‏ها حداكثر میزان رضایت‏شخص را كسب كند. » (عقلانیت ابزارى) (39)

در حالى كه هر چند حضرت على‏علیه السلام انسان را در توجه به خود دعوت مى‏كند و مى‏فرماید: «دانا كسى است كه ارزش خود را مى‏داند و نادان را همین بس كه قدر خویشتن نمى‏شناسد» ، (40) سعادت را نه نفع دنیوى، كه رستگارى اخروى معرفى مى‏كنند و مى‏فرمایند: «برنده رو به بهشت مى‏گذارد و بازنده ره به سوى دوزخ مى‏سپارد. » (41) با توجه به آنچه گشت، انسان آزاد در تفكر غربى كسى است كه براى گزینش امیال و هوس‏هاى دنیوى خود، مانعى در پیش ندارد و با محاسبات عقلانى خود، به اوج هوس‏ها و آرزوهایش مى‏رسد، در حالى كه انسان آزاد در مكتب على‏علیه السلام، كسى است كه خود را بشناسد و آخرت را دریابد و براى گزینش راه‏ها و انجام اعمالى كه او را به سعادت اخروى رهنمون مى‏شود، مانعى در پیش نداشته باشد و حیات اخروى خود را در دنیا، بر اساس عقل و دین بسازد.

4- آزادى و عدالت

در تفكر سیاسى غرب، گاه عدالت مورد توجه بوده است و گاه آزادى. امروزه در لیبرالیسم سیاسى، آزادى فردى مقدم بر مصالح جمعى و عدالت اجتماعى شمرده مى‏شود. و در سوسیالیسم، عدالت‏بر آزادى تقدم دارد. (42)

امادر دیدگاه امام على‏علیه السلام هم آزادى مهم است و هم عدالت و باید به هر دو اهمیت داد. اما عدالت‏حافظ و مبناى آزادى است. از این‏رو، آزادى در دیدگاه ایشان، در پرتو عدالت‏به دست مى‏آید. بدین‏روى، ایشان درمنزلت‏عدالت ونقش‏آن در جامعه مى‏فرمایند:

(1) «خداى سبحان عدالت را مایه برپایى انسان‏ها و ستون زندگى آن‏ها و سبب پاكى از ستم‏كارى‏ها و گناهان و روشنى چراغ اسلام قرار داده است.

(2) هیچ چیز همچون عدالت‏سرزمین‏ها را آباد نمى‏سازد.

(3) عدالت‏مردمان‏رااصلاح‏مى‏كند. » (43)

بنابراین، از نظر امام‏علیه السلام، «دولت عادل از واجبات است‏» (44) و «پیشواى عادل از باران پیوسته بهتر. » (45) و این همه اهمیت عدالت از آن‏روست كه «عدالت‏» یعنى اداى حقوق و اگر در جامعه‏اى عدالت‏باشد، آزادى نیز، كه از جمله حقوق است، خواهد بود، البته آن آزادى كه به دین و دنیاى خود و دیگران زیان نرساند. از این‏روست كه عدالت هم تحقق بخش آزادى است و هم حافظ و جهت‏دهنده آن. ادامه دارد.

پى‏نوشت‏ها:

1- امام خمینى‏رحمه الله، صحیفه نور، ج 12، ص 91

2- موریس كرنستون، تحلیلى نو از آزادى، ص 13

3- قبسات، ش 6 و 5، ص 76

4- دیوید رابرتسون، فرهنگ سیاسى معاصر، ترجمه عزیز كیاوند، ص 10

5- 6- فرانتس فریمان، آزادى و قدرت و قانون، ص 68 - 69 / ص 376

7- لیبرالیسم و دموكراسى، ترجمه بابك گلستان، ص 29

8- مصطفى رحیمى، ص 9

9- دیوید رابرتسون، پیشین، ص 10

10- فرانتس نویمان، پیشین، ص 381

11- 12- 13- موریس كرنستون، پیشین، ص 15 و 16 / ص 30 و 31

14- Positive Liberty.

15- idealist.

16- دیوید رابرتسون، پیشین، ص 11

17- 18- دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، درآمدى بر حقوق اسلامى، ص 239 / ص 242

19- نهج‏البلاغه، نامه 31

20- قاسم شعبانى، حقوق اساسى، ص 112

21- فردریك كاپلستون، تاریخ فلسفه، از فیشته تا نیچه، ج 7، ترجمه داریوش آشورى، ص 394

22- موریس كرنستون، ژان پل سارتر، منوچهر بزرگمهر، خوارزمى، ص 66

23- مرتضى‏مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 554

24- همو، پیرامون انقلاب اسلامى، ص 53

25- محمدباقرمجلسى، بحارالانوار، ج 74، ص 365 / نهج‏البلاغه، خطبه 154

26- 27- نهج‏البلاغه، ترجمه محسن فارسى، چاپ پنجم، تهران، سپهر، ص 271 / ص 78

28- امیررضا ستوده و حمیدرضا سیدناصرى، رابطه دین و آزادى، ص 220

29- 30- 31- محمدمحمدى رى‏شهرى، میزان الحكمة، ج 6، ص 406 / ص 413 / ص 417

32- محمدبن یعقوب كلینى، اصول كافى، كتاب «عقل و جهل‏» ، حدیث 12

33- 34- رى‏شهرى، پیشین، ج 6، ص 379

35- نهج‏البلاغه، صبحى صالح، ص 43

36- نهج البلاغه، ترجمه محسن فارسى، ص 109

37- نقد و نظر، ش. 1 و 2 (سال چهارم) ، ص 98

38- نهج البلاغه، ترجمه محسن فارسى، ص 184

39- آنتونى‏آر. بلاستر، ظهور وسقوط لیبرالیسم‏غرب، عباس مخبر، ص 136

40- 41- نهج‏البلاغه، ترجمه محسن فارسى، ص 109 / ص 38

42- نامه فرهنگ، ش 10 و 11، ص 12

43- 42- 44- 45- مصطفى دلشاد، دولت آفتاب، ص 77 / ص 69 / ص 68

درباره وبلاگ

این وبلاگ سعی دارد با ارائه افکار و اندیشه بزرگ مردان حوزه عرفان و معرفت بویژه دکتر علی شریعتی راهی را برای شیفتگان حقیقت بگشاید.امید است با عنایت حق تعالی و مساعدت مشتاقان این عرصه قدمی هر چند کوچک در این وادی مقدس برداشته باشیم.
مدیر وبلاگ : بهنام ایمانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • تا چه اندازه توانسته ایم به مرامنامه وبلاگ جامه عمل بپوشانیم؟





نویسندگان

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
وبلاگهای دکتر شریعتی